![]() |
![]() |
|
| حرفهای دل من ودوستان. شعرهای زیبا .smsعشقولی.گله’دوستان ازدوستان دگر... .سکوتی بالاتر ازفریاد |
|
من ديگه خسته شدم بسکه چشام بارونيه
پس دلم تا کي فضاي غصه رو مهمونيه من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد وکم وقتي فايدهاي نداره غصه خوردن واسه چي واسه عشقهاي تو خالي ساده مردن واسه چي نمي خوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم نمي خوام گناه بي عشقي بيوفته گردنم نمي خوام در بدره پيچ وخم اين جاده شم واسه اتيشه همه يه هيزم اماده شم يا يه موجود کم خالي و پرعفاده شم وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم همه حرف خوب ميزنن اما کي خوبه اين وسط بد وخوبش به شما ما که رسيديم ته خط قربونت برم خدا چقدر غريبي رو زمين اره دنيا ما نخواستيم دلو با خودت نبين اين همه چرخيدي وچرخوندي اخرش چي شد اون بليت شانسه داعم بگو قسمت کي شد همه درويش همه عارف جاي عاشق پس کجاست اين همه طلسم ودل جاي خوشه نو کجاست (رضا صادقی) ************************************************************* نظر فراموش نشه نظر بدین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ************************************************************ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:38 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
دوستدار شما مسعود ایدیم masoud_freelove منم که شهره شهرم به عشق مرزیدن منم که دیده نیالودم به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم به خویش که در طریقت ما کافریست رنجاندن ×××××××××××××××××××××× از بس که دیوار باغ دلم کوتاه است هر که از کنارش میگزرد به هوای هوسی هم که شده باشد نظری میکندو میگزرد شاخه ای میشکند میوه ای میچیند به صفاو سادگی باغ میخنددو غافل از ویران کردنم بی رحمانه میگزرد ×××××××××××××××××××××× نبسته ام به کس دل نبسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رهارها من ز من هر انکه او دور چو دل به سینه نزدیک به من هر انکه نزدیک از او جدا جدا من ستاره هانهفته ام در اسمان ابری دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم ××××××××××× اشکی که بی صداست پشتی که بی پناست دستی که بسته است پایی که خسته است دل را که عاشق است حرفی که صادق است شعری که بی بهاست شرمی که اشناست دارایی من است... ارزانی شماست ××××××××××××××× من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار، به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي ×××××××××××××××× |
| پیوندهای روزانه |
|
سمیرا خانوم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 فروردین 1387 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|