![]() |
![]() |
|
| حرفهای دل من ودوستان. شعرهای زیبا .smsعشقولی.گله’دوستان ازدوستان دگر... .سکوتی بالاتر ازفریاد |
|
متاسفم برات ای دل ساده
کوله باره ارزوهات روی دوشت تا کجاها رفتی با پای پیاده رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی متاسفم برات ای دل ساده دل به هر کی دادی از سادگی دادی زندگیت رو پای دل داده گی دادی هر جا که دیدی چراغی پر فروغه تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه عاشق وخسته و غمگین و پریشون دل بی کس دلک بی سرو سامون دل زخمی دل تنها و تکیده دل گریون من اه ای دل گریون کوله باره ارزوهات رو کی دزدید دل دیونه به گریه هات کی خندید عاشق وخسته و غمگین و پریشون دل بی کس دلک بی سرو سامون تورو با هول و ولا تنها گذاشتن اونا که لیاقت عشقو نداشتن تکو تنهایی و پای پیاده متاسفم برات ای دل ساده (یکی از ترانهای محسن چاوشی) ********************************************************************** دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره (یک ترانه قدیمی) ********************************************************************** بيا تا ليلي و مجنون شويم، افسانه اش با من *********************************************************************** در اين زمانه بي هاي وهوي لال پرست خوشا به حاله کلاغهاي قيل وقال پرست *********************************************************************** ( نظر یادتون نره) |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 16:11 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
دوستدار شما مسعود ایدیم masoud_freelove منم که شهره شهرم به عشق مرزیدن منم که دیده نیالودم به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم به خویش که در طریقت ما کافریست رنجاندن ×××××××××××××××××××××× از بس که دیوار باغ دلم کوتاه است هر که از کنارش میگزرد به هوای هوسی هم که شده باشد نظری میکندو میگزرد شاخه ای میشکند میوه ای میچیند به صفاو سادگی باغ میخنددو غافل از ویران کردنم بی رحمانه میگزرد ×××××××××××××××××××××× نبسته ام به کس دل نبسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رهارها من ز من هر انکه او دور چو دل به سینه نزدیک به من هر انکه نزدیک از او جدا جدا من ستاره هانهفته ام در اسمان ابری دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم ××××××××××× اشکی که بی صداست پشتی که بی پناست دستی که بسته است پایی که خسته است دل را که عاشق است حرفی که صادق است شعری که بی بهاست شرمی که اشناست دارایی من است... ارزانی شماست ××××××××××××××× من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار، به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي ×××××××××××××××× |
| پیوندهای روزانه |
|
سمیرا خانوم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 فروردین 1387 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|