تبليغاتX
اشک لبخند
حرفهای دل من ودوستان. شعرهای زیبا .smsعشقولی.گله’دوستان ازدوستان دگر... .سکوتی بالاتر ازفریاد
بی وفاییت سخت دلم را سنگ کرد  کاش سنگ بماند تا دگر دلتنگ تو نشود

دگر این روزها  نه مجالی برای دلتنگی دارم و نه حوصله اش را

ولی با این همه نمیدانم چرا دلم گاه گاه هوای تو را میکند ...

چرا؟ مگر تو کیستی که برای تو من چنینم!

ای خدای نکند که دلم اشتباه میکند...   .؟

******************************************************

به می خانه روم بهر نگه داری دل                        تا بر پیر کنم شکوه زه بیماری دل

او شب وروز بسوزد زه غم عشق بتان                  من شب وروزبسوزم زه غم و گرفتاری دل

رخ من زرد و اشک من سرخ شد و موی سفید       روز من گشت چو شب بهر سیه کاری دل

هر چه کردیم علاج دل بیمار نشد                        تنگ شد حوصله از بهره نگه داری دل

************************************

خواب راحت نکند هر که دلش بیدار است

************************************

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 20:6  توسط مسعود (شکیبا) | 
اي از عشق پاک من هميشه مست

من تورا اسان نياوردم به دست
بارها اين کودک احساس من

 زير باران هاي اشک من نشست
من تورا اسان نياوردم به دست


در دل اتش نشستن کار اساني نبود      راه را بر اشک بستن کاره اساني نبود
با غروري هم قدوبالاي اسمان              بارها در خود شکستن کاره اساني نبود


بارها اين دل به جرم عاشقي

 زير سنگينيه بهر غم شکست
من تورا اسان نياوردم به دست
در به دست اوردنت برد باري ها شده     بي قراري ها شده شب زنده داري ها شده
در به دست اوردنت برد پایداری ها شده     با ظلم وجور روزگار کارزاري ها شده

***************************************************************
ابرهاي پاييزي دل گيره من                   جوونترهاي چهره پيرمرد
چشمهاي من بي خبرهاي ساده          منتظر هاي دل به جاده داده
مردمک هاتون به کجا ذل زدن               بازهجرهاتون به کجا گل زدن
کاشکي بدونيد که دارم هنوزم              از اشتباه قبلي تون ميسوزم
با اين که هيچ کس نيومد پيشه من       شب زده موند چشمهاي درويش من
تنها نبودم حتي يک دقيقه                   با تنهاييم که بهترين رفيقه

****************************************************************
در دياري که در آن نيست کسي يار کسي ،کاش يا رب که نيوفتد به کسي کار کسي، کاش معشوق ز عاشق طلب جان ميکرد،تا که هر بي سروپايي نشود يار کسي ، يادمان باشد اگر
خاطرمان تنها گشت، طلب عشق ز هر بي سروپايي نکنيم؟

****************************************************************
انچه که زيباست عزيز نيست انچه عزيز است زيباست سعي کن زيبايي در
نگاه تو باشد نه در انچه نگاه ميکني

****************************************************************

گذاشتي عاشقت بشم بعد بري تنهام بزاري
خوب که خراب تو شدم بگي که دوستم نداري
سرم به کارم بودو بس سر زده از راه اومدي
گفتم که ستاره نميخوام گفتي که از ماه اومدي

****************************************************************

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 20:58  توسط مسعود (شکیبا) | 
از دوستانی که تظر شون رو در مورد این وبلاگ

میگن خیلی خیلی ممنونم دمتون گرم

******   ******نظر فراموش نشود؟********

در این پست نظرات بعد از تایید نمایش داده میشود!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 3:34  توسط مسعود (شکیبا) | 
گر نشان زندگی جنبند گیست
خار در صحرا سرا پا زندگیست
هم جوعل زنده ست وهم پروانه لیک
فرقها از زنده گی تا زندگیست

(جوعل=نوعی سوسک)

******************************************************

ابرهاي پاييزي دل گيره من                         جوونترهاي چهره پيرمرد
چشمهاي من بي خبرهاي ساده                منتظر هاي دل به جاده داده
مردمک هاتون به کجا ذل زدن                     بازحجرهاتون به کجا گل زدن
کاشکي بدونيد که دارم هنوزم                   از اشتباه قبلي تون ميسوزم
با اين که هيچ کس نيومد پيشه من            شب زده موند چشمهاي درويش من
تنها نبودم حتي يک دقيقه                          با تنهاييم که بهترين رفيقه

(چاوشی)

******************************************************

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 2:2  توسط مسعود (شکیبا) | 
بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در انچه می نگری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 2:1  توسط مسعود (شکیبا) | 
متاسفم برات ای دل ساده
کوله باره ارزوهات روی دوشت تا کجاها رفتی با پای پیاده
رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی متاسفم برات ای دل ساده
دل به هر کی دادی از سادگی دادی
زندگیت رو پای دل داده گی دادی
هر جا که دیدی چراغی پر فروغه
تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه
عاشق وخسته و غمگین و پریشون
دل بی کس دلک بی سرو سامون
دل زخمی دل تنها و تکیده
دل گریون من اه ای دل گریون
کوله باره ارزوهات رو کی دزدید
دل دیونه به گریه هات کی خندید
عاشق وخسته و غمگین و پریشون
دل بی کس دلک بی سرو سامون
تورو با هول و ولا تنها گذاشتن
اونا که لیاقت عشقو نداشتن
تکو تنهایی و پای پیاده
متاسفم برات ای دل ساده

(یکی از ترانهای محسن چاوشی)

**********************************************************************

دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره
دیگه دنبال اهو دویدن فایده نداره نداره
چرا این در و اون در میزنی ای دل غافل
دیگه دل بستن و دل بریدن فایده نداره
وقتی ای دل به گیسوی پریشون میرسی خودتو نگه دار
وقتی ای دل به چشمونه غزل خون میبینی خودتو نگه دار
دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره
دیگه دنبال اهو دویدن فایده نداره نداره
ای دل دیگه بال و پر نداری
داری پیر میشی و خبر نداری
وقتی ای دل به گیسوی پریشون میرسی خودتو نگه دار
وقتی ای دل به چشمونه غزل خون میبینی خودتو نگه دار

(یک ترانه قدیمی)

**********************************************************************

بيا تا ليلي و مجنون شويم، افسانه اش با من
بيا با من به شهر عشق رو کن، خانه اش با من
بيا تا سر به روي شانه ي هم  را ز دل گوييم
اگر مويت چو روزم شد پريشان، شانه اش با من

***********************************************************************

در اين زمانه بي هاي وهوي لال پرست         خوشا به حاله کلاغهاي قيل وقال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خودرا              براي اين همه نا باور خيال پرست
به شب نشينيه خرچنگهاي مردابي               چگونه رقص کند ماهي ذلال پرست
رسيده ها چه غريب و نچيده مي افتند           به پاي هرز علف هاي باغ کال پرست
هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاريست              به تنگ چشمي مردم ذوال پرست

***********************************************************************

            ( نظر یادتون نره)

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 16:11  توسط مسعود (شکیبا) | 
در اين دياره خسته کش وجوده من بيهوده شد              ارثيه هاي عاطفي اينجا از من ربوده شد
در اين دياره خسته کش ديگر بريده نفسم                     هر چه تلاش ميکنم به ارامش نميرسم
روز نفس نفس زنان رو به سراب ميروم                        خشک گلو وتشنه لب به عشق اب ميروم
شب که به خانه ميرسم شکسته بال و خسته جان       در غم فردايي دگر باز به خواب ميروم
از تن خشک شاخ گل توقع جوانه نيست                       اسب نفس بريده را طاقت تازيانه نيست
از گل چهره سوخته طراوتي طلب کن                            براي رفع تشنگي تکيه به تشنه لب نکن
فرشته نجات من دير به ما رسيدي                               کهنه شده است زخم ما کوشش بي ثمر نکن

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 3:44  توسط مسعود (شکیبا) | 
عشق را با مردم بي دردسر خواهم گذاشت 
سردر آغوش گناهي تازه تر خواهم گذاشت
بي پر و بال از ستبر آسمان خواهم گذشت
در کبود لانه مشتي بال و پر خواهم گذاشت
در به در دنبال يک جو تشنگي خواهم دويد
چشمه را با تشنگان در به در خواهم گذاشت
تا نگويند اين جوان بي رد پايي کوچ کرد
دفتري شعرومزاري شعله ور خواهم گذاشت
بي صدا در کلبه متروک جان خواهم سپرد
مرگ را از رفتن خود بي خبر خواهم گذاشت

************************************************************

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 14:32  توسط مسعود (شکیبا) | 
انسان بزرگ به خود سخت ميگيرد انسان حقير به ديگران پس بزرگ باش وبزرگ زندگي کن

به اطرافیانت فرست بده

******************************************************************

بزرگ اندیشی به راستی که جادو می کند  بزرگ بیندیش تا بزرگ زندگی کنی

******************************************************************

به پايان رسيديم اما نکرديم آغاز   فروريخت پرهامان نکرديم پرواز
ببخشاي اي روشن عشق بر ما  ببخشاي  ...   ببخشايم پريزاد
 

******************************************************************

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 14:29  توسط مسعود (شکیبا) | 
ghose nskhor

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 3:20  توسط مسعود (شکیبا) | 
الاهي سقف ارزوت خراب بشه روي سرت                   بياي ببيني که همه حلقه زدن دورو برش
الاهي که روزه وصال طوفان شه از سمت شمال            هچي از اون روز نمونه بجز گلهاي پرپرش
قسم مي خوردي با مني قسم ميخوردي به خدا           خدا الاهي بزنه تو کمرت تو کمرش
من اهله نفرين نبودم چه برسه که تو باشي                  بيادالاهي خبرت بياد الاهي خبرش
عمرت الاهي کم نشه اما پر از غصه باشه                    زجرهايي که به من دادي بکشي تا اخرش
الاهي که يه روزه خوش از تو گلوت پايين نره                   رسواي عالمت کنن اون چشمهای دربه درت
مي خوام بدونم قدره من عاشقته دوست داره              اين که رها کردي منو مي ارزه به درد سرش
هرچي بدي کردي به من الاهي اون با تو کنه                ببيني ديگري به جات رفته شده هم سفرش

سقف ارزوهات

*****************************************************************************

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 2:45  توسط مسعود (شکیبا) | 
به توگفتم قبل رفتنت اگه نباشي يک روز   ميميرم از پا مي يوفتم
به گفتم خودمو مي کشم و پر ميزنم تو اسمونا بگو گفتم يا نگفتم
بگو گفتم يا نگفتم
به تو گفتم زنده ام با نفس خياله چشمات
چشماتم تنهام گذاشتن
حالا من موندمو اشک وبغض و اه و عکس پاره توومن
بگو گفتم يا نگفتم
مگه بهت نگفته بودم بي تو روزگاره من تيره و تاره
حالا يادگاره من بده سفر کردنه تو طنابه داره
ديگه جون نداره دستام اخره قصه رسيده
عطره تو مثل نفس بود واسه اين نفس بريده
مي کشم تيغ رو رو رگهام مي پاشه خونم رو عکسات
نتونست سدي بسازه رنگ چشمات سيل اشکات

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 20:33  توسط مسعود (شکیبا) | 
رفيقه من سنگه صبوره غم هام           به ديدنم بيا که خيلي تنهام
هيچکي نمي فهمه چه حالي دارم       چه دنياي رو به ذوالی دارم

مجنونم ودل زده از ليلي ها                  خيلي دلم گرفته از خيلي ها
نمونده از جوونيام نشوني                     پير شدم پيره تو اي جوني
اگر بياي هم اين جوري که بودي            کم ميارن حسودا از حسودي
صداي سازم همه جا پر شده                هر کي شنيده از خودش بي خوده
اما خودم پر شدم از گلايه                      هيچي ازم نمونده جز يه سايه
سايه اي که خالي از عشق و اميد        هميشه محتاجه به نوره خورشيد
تنهاي بي سنگ صبور                          خونه سرد وسوت وکور
توي شبهات ستاره نيست                   موندي وراه چاره نيست
اگرچه هيچ کس نيومد                         سري به تنهاييت نزد
اما تو کوه درد باش                                طاقت بيارو مرد باش

********************************************************

**************************************************************

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 20:30  توسط مسعود (شکیبا) | 

khoda ba mast

قربون برم خدارو دنيا چقدر کوچيکه                   مرز ديروزو امروز قدره يه مو باريکه
چه خنده داره حالت دلم برات ميسوزه              برگشتي که چي بشه فکر کردي که ديروزه
اون روزي که ميرفتي اشکام چه ريزه ريزه        بيبين حالا چه جوري اشکات داره مي ريزه
بي تفاوت ميرفتي پيشه تو ميشکستم          حالا تو ميشکني و بي تفاوت نشستم
اون روزي که روزت بود روزامو بد گرفتي           حرفات توي گوشم موند يادت مياد چي گفتي؟
صداي طق وطوقه استخونامو شنيدي             اما با طعنه گفتي شتر ديدي نديدي
يادت مياد ميگفتي هر چي که بود بازي بود      طفلي دلم که حتي به بازي هم راضي بود
ياد مياد ميگفتي پير شدي و بريدي                  حالا من اينو ميگم که خيلي دير رسيدي
من از تو ياد گرفتم ساده گذشتن هارو              يا اخرين کلامو نامه نوشتن هارو
من از تو ياد گرفتم برم با يک بهانه                    اونم بشه سکانسه اخره عاشقانه
حالا برو از اين جا برو هر جا تونستي                دور شدي از خيالم تو خودت اينو خواستي
يه روز بهم مي گفتي عشقم خيال وروياست    نوبتي هم که باشه اين دفعه نوبته ماست

(یکی ازترانه های رضا صادقی)

************************************************************************

زورکي نخند عزيزم ميدونم امدي بازي                             نمي خوام اين اخرين بازي زندگيم ببازي
خودت رو راحت کن وفکر کن که جبران گذشته است         از منم ميگذره  اما به دلت چاره نسازي
امدي بشکني بشکن از من ساده چي مونده                  قبل تو هرکي بوده تمامه تارو پود سوزونده
توهم از يکي ديگه سوختي مي خواي تلافي باشي        بيا اين توودل وباقي احساسي که مونده
دل ما اونقده پارس موندنش مرگ دبارست                       اسمون سينه ما خيلي وقت بي ستارست
هميني که باقي مونده باسه دل خوشي تو بشکن          تکه تکه هامو بردن اخرينشم تو بکن
نمي خوام بگذره عمري خسته شي باسه فريبم            يقه تو نمي گيره هيچ کس اخه من اينجا غريبم
بزن و برو عزيزم مثل هر کس که زد و برد                         تفلي اين دل که هميشه به گناه ديگرون مرد
نفرتت رو از غريبه سر يه غريب خراب کن                        خنده کوتاه من رو بيا گريه کن عزا من
مهم هم نيست که چه جرمي يا گناهي اين سزاشه      باقي دلم يه مشت خاک همينم ميخوام نباشه
عقده هاي يک شکست رو خالي کن سر دل من             ديگه متروک مونده و سرد خاک پيره ساحل من
از نگاهت خوب مي فهمم که توي فکرت يه فريبه              بازي بسه پاشو بشکن من غريب وتو غريبه

(یکی از ترانه های رضا صادقی)

****************************************************************************

اين اخرين تلاشمه  واسه به دست اوردنت                        باور کن اين قلب و نرو  اين التماسه اخره
چقدر ميخواي تو بشکني  غروره اين شکسته رو               هرچي ميخواي بگي بگو  اما نگو بهم برو
اين دل وعاشقش نکن اگه منو دوست نداري                     راحت بگو اگه مي خواي قلبه منو جا بزاري
دلم پر از شکايته اما صدام در نمياد                                    ميترسم از دستم بري کاري ازم بر نمي ياد
اين اخرين تلاشمه  واسه به دست اوردنت                         باور کن اين قلب و نرو  اين التماسه اخره
چقدر ميخواي تو بشکني  غروره اين شکسته رو               هرچي ميخواي بگي بگو  اما نگو بهم برو
نرو نزار که بعد از اين دنيا به عشق شک بکنه                    هرکي دلش جاي ديگست عشقو بخواد ترک بکنه
نفس زدم از ته دل معصومه اين دل به خدا                         نزار بشه محال باسش باور عشق آدما
مرگ دلم پاي تو اگه ازش گزر کني                                    لب تر کني رفيقتم کافيه با ما سر کني
اين دل وعاشقش نکن اگه منو دوست نداري                     راحت بگو اگه مي خواي قلبه منو جا بزاري
دلم پر از شکايته اما صدام در نمياد                                    ميترسم از دستم بري کاري ازم بر نمي ياد

(یکی از ترانه های ستار)

******************************************************************************

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 20:8  توسط مسعود (شکیبا) | 
مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه       غم با من زاده شده منو رها نمی کنه

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 18:23  توسط مسعود (شکیبا) | 
hafez

يه دل ميگه نشو عاشق کس يه دل ميگه مي ميرم بي نفس
يه دل ميگه برم  و يه دلم   ميگه خو کون به قفس
يه دل ميگه پره رنگ ورياست يه دل ميگه اين دنياي ماست
يه دل ميگه بگم و يه دلم ميگه فردا با ماست
يه دل ميگه پر از عشقم هنوز يه دل ميگه که بسازو بسوز
سر کن بيفروغ خو کن به دروغ اين عمره دو روز
يه بوم دو هوا خستم به خدا نمي خوام نمي خوام بشم از تو جدا
روياي عزيز ترديدوگريز بي عشق نمي تونم به خدا
سلطانه قلبم بي تو سرابم الوده فکره ناجوروترديد
بر گردواز من عشقي بنا کن کانونه روحم به عشق تو نزديک

******************************************************************

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 18:11  توسط مسعود (شکیبا) | 

سلام من خودمم الاه شومه مرگ تو     اين بار مثل اون دفه    نيست بگم جونتو بردار برو
اين بار ديگه نمي گيرم جلويه اين دستاي سرد   حلقه  زد دور گردنت مي ميري  از شدت درد
گرگم و گله مي زنم از جونتم نمي گذرم     گله اي که تو توش باشي   يک تنه از دم مي درم

mikoshamet

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 17:45  توسط مسعود (شکیبا) | 
در گلستان طبيعت ما گلي پژمرده ايم      رنگ پيري را نديده در جواني مرده ايم
انقدر از روزگاره بي وفا سيريم      که روزه مرگ خود را جشن گيريم

*****************************************************************

لحظات شادي خدارا ستايش کن    لحظات سختي خدا را جستوجو کن
لحظات ارامش خدا را مناجات کن   لحظات درد اور به خدا اعتماد کن
ودر تمام لحظات خدا را شکر کن

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 17:30  توسط مسعود (شکیبا) | 
تلاش براي ساختن يك رابطه عاشقانه مخصوص انسانهاي ضعيف است زيرا انسان توانمند هيچگاه بر سر آزادي خويش معامله نميكند

*******************************

 ostad

نگاهش : جان فراز بود .
قرارش : با صفا بود .
مرامش : دل ربا بود .
كه ما را مبتلا كرد

****************************************************

خداوندا  تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است  چه رنجي ميکشد  آنکس که انسان است و از احساس سر شار است

****************************************************

اگر کسي تو را آنطور که مي خواهي دوست ندارد به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

**************************************************

به ياده ارزو هايي که از دست مي روند سکوتي ميکنم بالا تر از فرياد

 

عادت کن به کسی عادت نکنی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 2:27  توسط مسعود (شکیبا) | 
 hafez

عشق را با مردم بي دردسر خواهم گذاشت 
سردر آغوش گناهي تازه تر خواهم گذاشت
بي پر و بال از ستبر آسمان خواهم گذشت
در کبود لانه مشتي بال و پر خواهم گذاشت
در به در دنبال يک جو تشنگي خواهم دويد
چشمه را با تشنگان در به در خواهم گذاشت
تا نگويند اين جوان بي رد پايي کوچ کرد
دفتري شعرومزاري شعله ور خواهم گذاشت
بي صدا در کلبه متروک جان خواهم سپرد
مرگ را از رفتن خود بي خبر خواهم گذاشت

******************************************************************

خدا رو مي خوام نه واسه اينکه ازش چيزي بخوام
خدا رو مي خوام نه واسه غصه و حل مشکل هام
خدا رو دوست دارم نه واسه جهننم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولي نه واسه  زيبا و زشت
خدا رو مي خوام نه واسه خودم که باشم يا برم
خدا رو مي خويم نه واسه روزاي تلخه اخرم
خدا رو مي خوام نه واسه سکه وسکو و مقام
خدا رو مي خوام که فقط تو رو نگه داره برام

*****************************************************************

بچه ها مواظب باشید در حق کسی نامردی نکنید واز پشت به کسی خنجر نزنید

حالا با معرفت ها نظر بدن!!!!!!!!!!

*****************************************************************

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 2:49  توسط مسعود (شکیبا) | 
(این شعرو تقدیم میکنم به دایی خوبم)

به سيم تار خود انگشت آرم             كه تا درد دل خود را برآرم

اگر يارى كند اين تار و انگشت       برآرم داغ دل را با سرانگشت

*********************************************

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من
به ما درده خود افشا کن مداوا کردنش با من
بيا و قطره اشکي که من هستم خريدارش
به ما ده قطره دل را دريا کردنش با من
به ما ده هاجته خود را اجابتي کنم اني
طلب کن هر چه مي خواهي مهيا کردنش با من
بيا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را
بيا و نيک و بد را جمع منها کردنش با من
اگر گم کرده اي اي دل کليده استجابت را
بيا يک لحظه با ما باش پيدا کردنش با من
اگر عمري گنه کردي مشو نا اميد از رحمت
تو توبه نامه را بنويس امضا کردنش با من

(یکی از ترانه های محسن چاووشی)

****************************

بس که جفا زه خارو گل ديد دل رميدهام
همچو نسيم از اين چمن پاي برون کشيده ام
شمع طرب زه بخت ما  اتش خانه سوز شد
گشت بلاي جان من  عشقه به جان خريده ام
حاصله دوره زندگي صحبت اشنا بود
تا تو زمن بريده اي من زه جهان بريده ام
تا به کناره من بودي بود به جا قراره دل
رفتي ورفت راحت از خاطره ارميده ام
چون به بهار سر کند لاله زه خاک من برون
اي گل تازه ياد کن از دل نا ديده ام
تا تو مراده من دهي کشته مرا فراغ تو
تا تو به داده من رسي من به خدا رسيده ام

(یکی از ترانه های زیبای همایون شجریان)

*******************************

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 1:47  توسط مسعود (شکیبا) | 
اي خدا اي که چنينم کرده اي مرا
 خسته ز هستي
کو در باز اميدي که به رويم تو نبستي
نه تحمل به اسارت نه اميدي به رهايي
اي خدا شکر وليکن ، آخر نشد اين رسم خدايي

یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم.
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست
گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم.
يادمان باشد سر سجاده عشق
جز براي دل محبوب دعايي نکنيم.
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 3:12  توسط مسعود (شکیبا) | 
سلام من تازه این وبلاگو درست کردم امیدوارم با نظراتتون من رو راهنمایی کنین

سال نو مبارک با ارزوی سالی خوب وخوش دوست داره شما مسعود.

 sokon

 

پیوسته دلم در التهاب است ... 
نمي دانم تا كجا ... تا به كي .... اين جسم خسته بايد چنين شيدا باشد ...
مجنون بي ليلا ...
ليلاي بي مجنون ! ...
نمي دانم روح من در كدام ديار ...
 در آغوش كدام خنده بي پايان ..
 در كدام سرزمين آرام خواهد گرفت ؟  

*****************************************

اشکی که بی صداست  . پشتی که بی پناهست
دستی که بسته است    پایی که خسته است
دل را که عاشق است   حرفی که صادق است
شعری که بی بهاست     شرمی که اشناست
جانی که بی بهاست       قربانیه شماست
اینها دارایی من است      ارزانیی شماست

****************************************

 كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و
پاي كوبيدن* هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن* حق و
خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 2:52  توسط مسعود (شکیبا) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام
دوستدار شما مسعود

ایدیم masoud_freelove

منم که شهره شهرم به عشق مرزیدن
منم که دیده نیالودم به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم به خویش
که در طریقت ما کافریست رنجاندن
××××××××××××××××××××××
از بس که دیوار باغ دلم کوتاه است
هر که از کنارش میگزرد
به هوای هوسی هم که شده باشد
نظری میکندو میگزرد
شاخه ای میشکند
میوه ای میچیند
به صفاو سادگی باغ میخنددو
غافل از ویران کردنم
بی رحمانه
میگزرد
××××××××××××××××××××××


نبسته ام به کس دل نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رهارها من
ز من هر انکه او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر انکه نزدیک از او جدا جدا من
ستاره هانهفته ام در اسمان ابری
دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم

×××××××××××
اشکی که بی صداست
پشتی که بی پناست
دستی که بسته است
پایی که خسته است
دل را که عاشق است
حرفی که صادق است
شعری که بی بهاست
شرمی که اشناست
دارایی من است...
ارزانی شماست
×××××××××××××××
من نشاني از تو ندارم
اما نشاني ام را براي تو مي نويسم:
درعصرهاي انتظار،
به حوالي بي کسي قدم بگذار!
خيابان غربت را پيدا کن
و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو!
کلبه ي غريبي ام را پيدا کن،
کناربيدمجنون خزان زده
و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام!
درکلبه را باز کن
و به سراغ بغض خيس پنجره برو!
حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
××××××××××××××××

پیوندهای روزانه
سمیرا خانوم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
فروردین 1387
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
پیوندها
کامی جون (دخترکش)
بهترین خواهروبرادر دنیا
ساحل
می خواهم ببوسمت (الهه)
خاک غریب (هیوا)
اهنگ زندگی
دخترهای خوب
شیطونیهای بچه گانه ...
دلتنگیهای یک زن تنها
دنیای فراموش شدگان (سایه عشق)
تنهایی
مشکی عشق مرگ سکوت لغات طلایی
مهران (بلاگ)
اشک باران
غوغای عشق در دفتر عشق (مهدی)
کاش دردهکده عشق... . (معشوق تنها)
من تنها
زندگی نشان زنده بودن است (مریم)
الهه عشق (آرزو)
دوستت دارم تا بینهایت(دختر ایرونی)
جوک برتر
غمکده ی 2ختر (2ختر تنها)
فراموش شدگان ... (لادن لیلا)
پایتخت دل ها
بدون شرح (شقایق)
دخترکی در کلبه ی عشق(یاسمن)
یه درد ساده (سیمین)
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است (حمید)
عکس های عاشقانه
شکست خورده در عشق
زندگی یعنی عشق (محمد)
شعرهای عشقولانه
قلب مهربون (هانیه)
غم کده دل (نرگس)
عشقولانه (ندا)
درست زندگی کردن هنر است (گلناز)
افرینش .عرفان و فلسفه.
بی تو ... . (نگار)
عشق یعنی باختن
شبگرده تنها (زمزمه (فریبا))
نازی ناز نازو
یه نفر رویاهاش لبخند توست (صدای بارون(سحر))
حوض فیروزه ای
ترنم هستی (سارا)
تنهاترین تنهای دنیا (محسن)
شعر های عاشقانه .عکس های عاشقانه (احمد)
مردان فراری از ازدواج
به دلت نیت دریا ها کن
باران عشق (منیره)
من نشمیل یه دختر تنهام!
ستاره ابری
افتاب ایرانی
بیگانه ای عاشق
دنیای سنگی (بهار و بهنام)
دلکده ی عشق
درد دلهای پاییزی (غریبه آشنا)
ما به اندازه هم سهم زه دریا بردیم
عشق بازی اسمون
عهدو پیمان با... .
زمزمه های عاشقی
قاب شیشه ای (شبنم)
تنهایی (سارا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان