![]() |
![]() |
|
| شعرهای زیبا .smsعشقولی... .سکوتی بالاتر ازفریاد |
|
از پس پرده نگاه کن مثل شطرنج زمونه
هرکسی مثل یک مهره توی این بازی میمونه
از پس پرده نگاه کن ----------------------------------------- |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 2:21 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
داد از این دل من
که بسوزد چون شمع گه به ناکامی دوست گه به حال دشمن این دل من چون است؟ گاه چون شعله برافروخته دل گاه چون لاله دلش سوخته دل گاه جون ابر گرفته است دلم گه چو دین میرود از دست دلم گه چون دریاست که اندر ان سخت طوفان بر پاست گاه چون اجاقی دم سرد جای خاکسترهاست یا نمود دگری از امال گاه آرام چو طفلی در خواب گه خروشنده چنان جیحون است گاه هم رنگ شفق آری آری خون است دلم از دست دلم =====================
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 4:14 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
خدا جون متشکریم که چشم دادی بهمون
واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت
(قمیشی) ******************************* *******************************
رفیقان
ما ظاهرا رفیقان بس نا رفیق بودیم
(داریوش) ----------------------------------------- |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم آبان 1387ساعت 2:45 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
توی اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گل وار به پایم شکستی
من اون ماه رو دادم به تو یادگاری ******************************* |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 0:56 توسط مسعود (شکیبا) |
|
وقتی که میرفتم فکر تو راحت بود دلخور نشو از من از من که دل تنگم وقتی که میرفتم فکر تو راحت بود **************************************** **************************************** من ان موجم که آرامش ندارم (داریوش) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 2:43 توسط مسعود (شکیبا) |
|
ای که در چشمانه بی شرمت جز غرور وفخر فروشی نیست
(مسعود) *********************************
دوستت دارم ****************************** |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 2:43 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
گناه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:26 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
یک شب در آغوش تو آرام گرفتم
یک عمر قرار از دل نا کام گرفتم افسوس چون لاله پر از خون جگر بود جامی که زه دست تو گل اندام گرفتم از ساده دلی شهره ایام شدم درسی که زه بد عهدی ایام گرفتم دور از تو در و دشت پر از ناله من بود چون سیل در اغوش تو آرام گرفتم ******************************** آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
************************************* |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:57 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
یه رفیق بودی و صدتا دردسر بودی و اما از تو هیچ وقت نبریدم
تورو از خودم میدیدم پشت سر همه غریبه روبه روم دیدم فریبه اما فکر کردم کنارم شونهای یک رفیقه داشتم اشتباه میکردم تو رفیق من نبودی من تا اخر با تو بودم تو از اولم نبودی داشتم اشتباه میکردم که تموم زندگی مو من به دستای تو دادم حالا اینجا تک و تنها برگه خشک بی درختی غرقه بادم نوشه جونت اگه بردی نوشه جونت هرچی خوردی تو رو هیچ وقت نشناختم نوشه جونم اگه باختم تو منو ساده گرفتی زدی رفتی مفتی مفتی اما اون روزو میبینم که به زانو هام میوفتی تو به زانوهام میوفتی میوفتی میوفتی میوفتی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:49 توسط مسعود (شکیبا) |
|
نیاز عاشقان معشوق را بر ناز می دارد تو سرتا پا وفا بودی تورا من بی وفا کردم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 1:59 توسط مسعود (شکیبا) |
|
امدی از راه دوری تنگ زیبای بلوری ***************************************
زمانه همچون گذریست باید از این گذر گذشت *************************************** ره میخانه و مسجد کدام است ************************************** انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز ************************************** |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 1:32 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
بزن باران که دین را دام کردند شکار خلق صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد که با ان کسب ننگ ونام کردند بزن باران وشادی بخش جهان را بباران شوق شیرین کن زمان را به بام غرق در خونه دیارم به پا کن پرچم رنگین کمان را بزن باران که بی صبرند یاران نمان خاموش گریان شو بباران بزن باران بشور الودگی را زه دامان بلند روزگاران بزن باران که به چشمانه یاران جهان تاریک دریا واژگون است بزن باران بهاران فصل خون است بزن باران که صحرا لاله روب است ***************************************************** خدایا: **************************************************** نفرین به این دل دیونه ************************************************ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 3:34 توسط مسعود (شکیبا) |
|
روزگاره غریبی ست دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
**************************************************
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 21:0 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
من بي مي ناب زيستن نتوانم
بي باده کشيد بار تن نتوانم من بنده ان دمم که ساقي گويد يک جام دگر بگيرو من نتوانم امشب از اون شباست که من دوباره ديونه بشم امشب از اون شباست که من دلم ميخواد داد بزنم دلم گرفت از اسمون هم از زمين هم از زمون اي روزگاره لعنتي تلخ بهت هر چي بگم از اين همه دربدري تو قلب من قيامته از اين همه دربدري به لب رسيده جونه من دلم گرفت از اسمون هم از زمين هم از زمون اي روزگاره لعنتي تلخ بهت هر چي بگم دست رفاقت نميدم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 3:12 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
آهسته ؛ از کنار نگاهم عبور کرد
آرامش قشنگ مرا غرق شور کرد شاید که عاشق شده ام؛ دوست دارمش این جمله مثل برق؛ به ذهنم خطور کرد مهتاب وار ؛ توی شبم پا نهاد و بعد شب های سوت و کور مرا غرق نور کرد من را به درک تازه تری از خودم رسا ند خورشید مهر بود که در من ظهور کرد مشغول خورد و خواب و چه دانم ؟ ... از این قبیل ؛ بودم که عشق ؛ مقصد من را شعور کرد من توی خواب هم ؛ به تو دستم نمی رسید این را خدای خوب خودم ؛ جفت و جور کرد ای کاش ؛ پیش از این شده بودی نصیب من بی شک ؛ در این زمینه ؛ خدا هم قصور کرد . . . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 3:3 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
توی این روزگاره رفته با این همه صداقت
ببین چی سهم ما شد ای روزگاره نا مرد از عاشقی تباهی از زندگی مصیبت از دوستی شکست از ساده گی خیانت **********************************************
بگذشتی توزه من و غم تو نگذشت زه من حقا که غمت از تو وفا دار تر است **********************************************
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 12:41 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
بي تو اين روزاي روشن باسه من تاريک وتاره
وقتي بي تو تک وتنهام زندگيم معنا نداره از همون روزي که رفتي دل به هيچ کسي ندادم گفتنت لحظه اخر باسه من هنوز سواله لحظه هاي اخر تو توي قلب من ميمونه رفتي و چشمهاي خيسم يادگاري از تو مونده چشم به راه تو ميمونم تا که برگردي دوباره گفتنت لحظه اخر باسه من هنوز سواله رفتي اما خاطراتت توي قلب من ميمونه تا وقتي زنده هستم چشم به راه تو ميمونم اما هر کجا که هستي منو توي دلت نگه دار **************************************** |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:33 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
اينک از اوج بي نيازي خويش که چون غربت من مبهم ومعمايست
پناه غربت غمناک دستهايي باش که درد ناکترين شاخهاي تنهاييست **************************************************** ******************************************************** |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 16:32 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
من ديگه خسته شدم بسکه چشام بارونيه
پس دلم تا کي فضاي غصه رو مهمونيه من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد وکم وقتي فايدهاي نداره غصه خوردن واسه چي واسه عشقهاي تو خالي ساده مردن واسه چي نمي خوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم نمي خوام گناه بي عشقي بيوفته گردنم نمي خوام در بدره پيچ وخم اين جاده شم واسه اتيشه همه يه هيزم اماده شم يا يه موجود کم خالي و پرعفاده شم وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم همه حرف خوب ميزنن اما کي خوبه اين وسط بد وخوبش به شما ما که رسيديم ته خط قربونت برم خدا چقدر غريبي رو زمين اره دنيا ما نخواستيم دلو با خودت نبين اين همه چرخيدي وچرخوندي اخرش چي شد اون بليت شانسه داعم بگو قسمت کي شد همه درويش همه عارف جاي عاشق پس کجاست اين همه طلسم ودل جاي خوشه نو کجاست (رضا صادقی) ************************************************************* نظر فراموش نشه نظر بدین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ************************************************************ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:38 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
من از تو دل نميبورم اگر چه از تو دلخورم
اگرچه گفته اي تورا به خاطرات بسپرم هنوزهم خيال کن کنار تو نشسته ام مني که در جوانيم بخاطرت شکسته ام تو در سراي ما هي شبانه خنده ميکني من شکست داده را خودت برنده ميکني نيا مدي وسالها ازت به جاده دوختم بيا ببين که بي تو من چه عاشقونه سوختم رفيق روز هاي خوب رفيق خوبه روزها هميشه مانده گاره من هميشه در هنوزها صدا بزن مرا شبي به غربتي که ساختي به لحظه اي که عشق را بدون من شناختي (محسن چاوشی) ***************************************************************** پيش خودم دل بستم و بهش نگوفتم حرفمو (رضا صادقی) *************************************************************
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:33 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
اری اغاز دوست داشتن است
گر چه پایان مبهم و نا پیداست من به پایان نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست ************************************************ زه مردم دل بگردان یاد خدا کن خدا را وقط تنهایی صدا کن در ان حالت که اشکت میچکد گرم غنیمت دان و مارا هم دعا کن *********************************************** |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 21:52 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
ای که دور از من و در قلب منی با خبر باش که دنیای منی
شادیت شادی من غصه ات غصه من قلب توست خانه من خانه توست قلب من ******************************************************* بنازم به ناز ان کسی که ننازد به ناز خویش مارا به ناز فروشان نیاز نیست تا خداست بنده نواز ما ****************************************************** دوستی یک اتفاق است جدای یک گناه جدای مرگ است و مرگ بهترین دلیل جدایی ****************************************************** |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 21:33 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
چشم هنگامی زیباست که پر از اشک باشد
اشک هنگامی زیباست که برای عشق باشد عشق هنگامی زیباست که برای تو باشد تو هنگامی زیبایی که برای من باشی ******************************************* خدایا مرا عاشق کن و عاشق نگه دار چرا که عاشق ماندن بسی سخت تر از عاشق شدن است ******************************************** |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:0 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
بی وفاییت سخت دلم را سنگ کرد کاش سنگ بماند تا دگر دلتنگ تو نشود
دگر این روزها نه مجالی برای دلتنگی دارم و نه حوصله اش را ولی با این همه نمیدانم چرا دلم گاه گاه هوای تو را میکند ... چرا؟ مگر تو کیستی که برای تو من چنینم! ای خدای نکند که دلم اشتباه میکند... .؟ ****************************************************** به می خانه روم بهر نگه داری دل تا بر پیر کنم شکوه زه بیماری دل او شب وروز بسوزد زه غم عشق بتان من شب وروزبسوزم زه غم و گرفتاری دل رخ من زرد و اشک من سرخ شد و موی سفید روز من گشت چو شب بهر سیه کاری دل هر چه کردیم علاج دل بیمار نشد تنگ شد حوصله از بهره نگه داری دل ************************************ خواب راحت نکند هر که دلش بیدار است ************************************
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 20:6 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
اي از عشق پاک من هميشه مست
من تورا اسان نياوردم به دست زير باران هاي اشک من نشست
زير سنگينيه بهر غم شکست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 20:58 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
از دوستانی که تظر شون رو در مورد این وبلاگ
میگن خیلی خیلی ممنونم دمتون گرم ****** ******نظر فراموش نشود؟******** در این پست نظرات بعد از تایید نمایش داده میشود!!!!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 3:34 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
گر نشان زندگی جنبند گیست
خار در صحرا سرا پا زندگیست هم جوعل زنده ست وهم پروانه لیک فرقها از زنده گی تا زندگیست (جوعل=نوعی سوسک) ****************************************************** ابرهاي پاييزي دل گيره من جوونترهاي چهره پيرمرد (چاوشی) ****************************************************** |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 2:2 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در انچه می نگری
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 2:1 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
متاسفم برات ای دل ساده
کوله باره ارزوهات روی دوشت تا کجاها رفتی با پای پیاده رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی متاسفم برات ای دل ساده دل به هر کی دادی از سادگی دادی زندگیت رو پای دل داده گی دادی هر جا که دیدی چراغی پر فروغه تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه عاشق وخسته و غمگین و پریشون دل بی کس دلک بی سرو سامون دل زخمی دل تنها و تکیده دل گریون من اه ای دل گریون کوله باره ارزوهات رو کی دزدید دل دیونه به گریه هات کی خندید عاشق وخسته و غمگین و پریشون دل بی کس دلک بی سرو سامون تورو با هول و ولا تنها گذاشتن اونا که لیاقت عشقو نداشتن تکو تنهایی و پای پیاده متاسفم برات ای دل ساده (یکی از ترانهای محسن چاوشی) ********************************************************************** دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره (یک ترانه قدیمی) ********************************************************************** بيا تا ليلي و مجنون شويم، افسانه اش با من *********************************************************************** در اين زمانه بي هاي وهوي لال پرست خوشا به حاله کلاغهاي قيل وقال پرست *********************************************************************** ( نظر یادتون نره) |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 16:11 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
در اين دياره خسته کش وجوده من بيهوده شد ارثيه هاي عاطفي اينجا از من ربوده شد
در اين دياره خسته کش ديگر بريده نفسم هر چه تلاش ميکنم به ارامش نميرسم روز نفس نفس زنان رو به سراب ميروم خشک گلو وتشنه لب به عشق اب ميروم شب که به خانه ميرسم شکسته بال و خسته جان در غم فردايي دگر باز به خواب ميروم از تن خشک شاخ گل توقع جوانه نيست اسب نفس بريده را طاقت تازيانه نيست از گل چهره سوخته طراوتي طلب کن براي رفع تشنگي تکيه به تشنه لب نکن فرشته نجات من دير به ما رسيدي کهنه شده است زخم ما کوشش بي ثمر نکن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 3:44 توسط مسعود (شکیبا) |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
دوستدار شما مسعود ایدیم masoud_freelove منم که شهره شهرم به عشق مرزیدن منم که دیده نیالودم به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم به خویش که در طریقت ما کافریست رنجاندن ×××××××××××××××××××××× نبسته ام به کس دل نبسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رهارها من ز من هر انکه او دور چو دل به سینه نزدیک به من هر انکه نزدیک از او جدا جدا من ستاره هانهفته ام در اسمان ابری دلم گرفته ای دوست هوای گریه دارم ×××××××××××××××× |
| پیوندهای روزانه |
|
سمیرا خانوم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 بهمن 1387 آبان 1387 تیر 1387 فروردین 1387 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|